دوستم داشته باش...
دوستت می دارم دوستم داشته باش
عمق احساس مرا تو بدانی ای کاش
دوستت می دارم از خودم بیشترت
خویش می دانمت از هر کسی خویش ترت
تو به من نزدیکی بیشتر از هر کس
به من از من حتی به من از خون و نفس
نازکای تن تو مثل پیچک به تنم
پیچد و حیرانم که تویی یا که منم
دستهایت چو مرا می فشارند به خویش
از خدا می گذرم از خدا حتی بیش
به خدا می ترسم نکند خواب است این
که تنش نرم و زلال تر از آب است این
گر طبیبی تو که کاش کاش بیمار شوم
گر تو خوابی نکند زود بیدار شوم
گر بهشتی باشد سرزمین تن توست
همه بستان بهشت یک گل دامن توست...
شاهکار بینش پژوه
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۸ ساعت ۳:۳۵ ب.ظ توسط آزاده ستوده
|
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...