هر شب
پرسه می زنم
هر شب
تنها و آرام
و تماشا می کنم
در زیر انبوهی از غبار
اشیائ بی خوابی ام را...
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۷/۰۳/۲۵ ساعت ۹:۴۲ ق.ظ توسط آزاده ستوده
|
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...