کوره راه
در پهنای عشق
به مرگ می اندیشم
نگاهها
به خدا خیره
آسمان با رنگی ناپیدا
گریه ها محزونتر از چالشهای مو
دوان
درها محکومتر از
جنازه های به باد رفته
و کودکانه ی درونمان
بی مادر تر از یتیمان...
به کدام کوره راه بی نفس می دویم؟؟!
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۷/۰۴/۲۹ ساعت ۱۰:۵۷ ق.ظ توسط آزاده ستوده
|
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...