پناه برده ام به سکوهای بلند حقیقت

در کوره راههای دروغ سرگردان شدم

   - دستان خسته

               آویخته به پیچکهای نور

و قدمهای سرخ در اسارت بی اعتمادی

در جدال با هاله ی زمینی ام

         روحم به اوج می رود

مُنکسر شده ام

        نیمی در زمین .. نیمی در آسمان

خداوندا چه وقت دستانم را می گیری...