حرمت نگه دار دلم

گلم

کین اشک خونبهای عمر رفته من است

میراث من!

نه به قید قرعه

نه به حکم عرف

یکجا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت

به نام تو

مهر و موم شده با آتش سیگار متبرک ملعون

کتیبه خوان خطوط قبایل دور

این.. این سرگذشت کودکی است

که به  سرانگشت پا

هرگز دستش به شاخه هیچ آرزویی نرسیده است

...