تمام وقتت را منتظر فرصتي دوباره بودي

براي مهلتي كه همه‌چيز را درست كند

هميشه دلايلي هست تا احساس كني اوضاع به اندازه كافي مناسب نيست

و اين در پايان روز خيلي سخت است

به كمي بيخيالي احتياج دارم

اي آزاده زيبا

خاطرات در رگهايم جاري است

بگذار خالي شوم اي سبكبال

شايد امشب به آرامش دست يابم

در آغوش فرشته‌اي پروازكنان از اينجا دور مي‌شوم

از اين اتاق سرد و تاريك هتل

و بي‌منتهايي بي‌حدي كه تو را به وحشت مي‌اندازد

از شكستها دور مي‌شوي

از خيال خالي خودت

تو در آغوش فرشته‌اي آرميده‌اي

شايد بتواني اينجا به كمي آرامش دست يابي

از خطوط مستقيم بسيار خسته‌اي

و به هر جهت رو مي‌كني ديوان و ددان را در كمينت مي‌بيني

طوفان در پيچ و تاب است در پناهگاهت مي‌ماني

 تا كمبودها را جبران كني

تفاوتي ندارد كه آخرين بار چه كسي گريخته

آسانتر است تا به اين جنون دلپذير ايمان آوريم

اين اندوه با شكوه كه مرا به زانو در مي‌آورد

در آغوش فرشته‌اي پروازكنان از اينجا دور مي‌شوم

از اين اتاق سرد و تاريك هتل

و بي‌منتهايي بي‌حدي كه تو را به وحشت مي‌اندازد

از شكستها دور مي‌شوي

از خيال خالي خودت

تو در آغوش فرشته‌اي آرميده‌اي

شايد بتواني اينجا به كمي آرامش دست يابي

تو در پناه يك فرشته‌اي

شايد بتواني اينجا به كمي آرامش دست يابي

شايد بتواني به كمي آرامش دست يابي...